آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
437
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
صدقات بجاى آورد ، صدقه پسر بيش از دختر بود « 1 » . بعد از آن مراسم نامگذارى كودك فرامىرسيد . در نامگذارى اختيار اسم كفار را گناه ميدانستند « 2 » . تقريبا همه اسمهايى كه در نقوش و مهرها مىبينيم . از طبقه ممتازه است و اكثرا صورت دينى دارند . مثلا بعضى از آنها اسامى موجودات الهى است مانند هرمزد ( اوهرمزد . اهورمزداه ) : و وهرام ( ورثرغن ) و نرسه ( نيريوسئهه ) . يا تركيبى است از اسم دوايزد ، مثل مهرنرسه ( مهر + نرسى ) ، يا تركيبى از دو جزء ، كه يكى از آنها نام ايزدى است ، مانند مهروراز ( مهر + گراز ) و مهر بوزيد ( مهر نجات ميدهد ) و زروانداد ( « آفريده زروان » ) و يزدبخت ( « خدا نجاتداده » ) و آناهيذپناه ( « كسى كه در پناه آناهيتاست » ) و غيره . اسامى مركب از كلمه آذر بسيار معمول بوده ، مثل آذربوزى ( « نجات بوسيلهء آتش » ) و تركيب از اسامى آتشكدههاى بزرگ مانند آذرگشنسپ : مهران
--> بهرام چوبين و مهران گشنسپ معتبر نيست ، زيرا كه شخص نخستين مردى خودخواه و خودسر بوده معامله او نسبت بمقام مقدس سلطنت نشان ميدهد كه پابند اصول محترمه نبوده است و شخص دوم مردى سست اعتقاد بوده كه از دين خود بكيش نصارى رفته است ، اما هخامنشيان هم معلوم نيست ، كه همه رفتار خود را تابع احكام زردشت كرده باشند بعضى پرستش اناهيتا و دفن اموات را در مقابر نمونه مخالفت آنان با شريعت دانستهاند . مؤلف گويد بعضى از فضلاى زردشتى عصر ما كوششها مىكنند ، كه اين رسم را انكار كنند يا بمزدكيان نسبت دهند ، اين كوشش بىفايده و مطلب مسلم است . مترجم گويد بر فرض مسلم بودن ازدواج با محارم در عهد قديم شرمى دامنگير زردشتيان امروز نتواند شد ، زيرا كه حسن و قبح امور ذاتى نيست اعتبارى است ، مثل ذبح حيوان كه جماعتى را مقبول و جماعتى را مكروه ميآيد اين امر زنا شمرده نميشده است چنان كه پيشوايان مقدس مذهب شيعه كه ذكر شد آن را تثبيت و تقرير كردهاند و عمل مجوس را جايز شمردهاند . رشيد ياسمى ( 1 ) - دينكرد ، كتاب 8 . فصل 31 ، فقره 14 - 13 ( هوسپارم نسك ) . ( 2 ) - ايضا ، كتاب 8 ، فصل 31 ، فقره 15 ( هوسپارم ) .